|
گوش كن يك نفر آن طرف پنجره ي بسته تو را مي خواند و نسيم لاي اين پرده ي آويخته را مي كاود تا تو را دريابد نور خورشيد كه از منزل پر مهر خدا آمده است لب درگاه تو در يك قدمي مي ماند قلب اين پنجره از دست غم پرده به تنگ آمده است پرده را برداريم دل اين پنجره را باز كنيم تا كه آن نور سپيد به سلامي آرام لب اين قفل گره خورده به چشمان تو را باز كند گوش كن يك نفر در تو تو را مي خواند و خدايت آرام در دل تنگ تو آهسته تو را مي كاود

|