سرد بود . باد می آمد. هیچ کس آن جا نبود . کسی ندید اما خودم دیدم . کسی نفهمید اما خودم فهمیدم .
× کاش , ای کاش عکس کافکا به دیوار نبود , با آن چشم ها ...
- زندگی ماشینی
- مسخ
- تغییر اندازه ی شخصیت !!!
× کاش , ای کاش فلسفه ای که در ذهنم جولان می داد اگزیستنسیالیسم نبود ...
- من انتخاب های خود هستم .
- من آزادی خود هستم !
- حیات انسان در آن سوی دوردست یاس آغاز می شود.
- آدمی فقط در لحظه ی تصمیم واقعا انسان می شود .
- دروغ یک رفتار متعالی است .
× کاش , ای کاش افسانه ی سیزیف کامو بر میز سرد و کثیف کنارم نبود ...
- آغاز اندیشیدن سر آغاز تحلیل رفتن است .
- ما پیش از آن که به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم .
- آن چه موجب بحران می شود همواره کم و بیش مهار ناشدنی است .
- این تنها ظاهرها هستند که می توانند خود را بنمایانند و در محیط احساس شوند .
- انسان برای دستیابی به ناممکن ها است که به سوی پروردگار کشیده می شود و خود می تواند پاسخ گوی ممکن ها باشد .
× کاش , ای کاش ... !
کسی ندید اما خودم دیدم . کسی نفهمید اما خودم فهمیدم زیرا همه چیز با خود آگاهی آغاز می گردد .
خستگی در پایان فعالیت های زندگی ماشینی قرار دارد و مقدمه ایست بر خود آگاهی انسان . خستگی انسان را هشیار می کند , پیامد را بر می انگیزد . پیامد بازگشت ناخودآگاه است به زنجیره ی بیداری حتمی و بیداری در نهایت و با گذشت زمان به خود کشی یا سلامت می انجامد .